على بن حسين واعظ كاشفى
415
رشحات عين الحيات ( فارسي )
بعد از آنكه بيرون آمد از خدمت مولانا پرسيدم كه اين جوان چه كس بود ، فرمودند وى خواجه عبيد اللّه است زود باشد كه سلاطين عالم مبتلاى وى شوند . مولانا درويش محمد سرپلى از خدمت مولانا عبد اللّه سرپلى كه از جمله قدماى اصحاب « 1 » حضرت ايشانست و در سر پل ساكن مىبوده كه موضع « 2 » مشهور است در سمرقند ، چنين نقل كرده كه وى فرمود كه من خردسال بودم و پدرم از مخلصان و معتقدان خدمت مولانا نظام الدين بودند « 3 » و اكثر اوقات « 4 » مولانا در « 5 » منزل ما بودند و پدرم به ملازمت و خدمت ايشان قيام مىنموده « 6 » و اغلب احوال ايشان مراقب بودند ، اتفاقا روزى مراقبه كرده « 7 » بودند و سر در پيش افكنده « 8 » و پدرم نزديك ايشان بكارى و خدمتى مشغول بود « 9 » ، ناگاه مولانا سر برآوردند و فريادى « 10 » بلند كرده و پدرم دست از آن كار بازداشته سبب آن فرياد را « 11 » از ايشان پرسيده ، فرمودهاند كه از جانب شرقى شخصى پيدا شد خواجه عبيد اللّه نام و تمام روى زمين را گرفت ، عجب شيخى « 12 » بزرگى ، « 13 » ما نام حضرت ايشان را از خدمت مولانا نظام الدين شنيديم « 14 » و ياد گرفتيم و منتظر مقدم شريف ايشان مىبوديم و با سايه ايشان عشقبازيها مىكرديم تا زمان دولت سلطان ابو سعيد ميرزا شد و حضرت ايشان را از تاشكند كوچانيده بسمرقند آورد ، اول كسى كه بشرف صحبت و ملازمت ايشان شتافت از سمرقند ، ما بوديم و به سعادت خدمت مستسعد گشتيم . حضرت ايشان در مبادى حال بعد از « 15 » چندگاه كه در سمرقند بودهاند از آنجا
--> ( 1 ) - بر : ( اصحاب ) افتاده ( 2 ) - مى ، مج : كه موضعى مشهور ( 3 ) - مى : مج ؛ بود و ( 4 ) - مى ، چپ : اوقات خدمت مولانا ( 5 ) - مى : در سر منزل ( 6 ) - مى ، چپ : مىنمود ( 7 ) - مى : مراقبه كرده بودهاند ( 8 ) - بر : ( و ) ندارد ( 9 ) - مى ، چپ : مشغول بوده ( 10 ) - مى ، مج : فرياد بلند كرده ( 11 ) - مى ، چپ : ( را ) ندارد ( 12 ) - چپ : عجب شيخ بزرگى ، مى : عجب شيخى بزرگ ( 13 ) - مج : و نام حضرت ( 14 ) - مج : شنيدم ( 15 ) - مى : بعد از آنكه چندگاه .